دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 41864
تعداد نوشته ها : 45
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

گورستان جديد اصفهان كه در سمت جنوب شرقي در فاصله بيست و چندكيلومتري شهر در بالاي قريه گَوَرْتْ (بفتح اول و دوم و سكون سوم و چهارم) از بلوك قهاب قرار دارد.
گورستان قديم اصفهان يعني تخت‌فولاد به مناسبت آن كه از چند طرف خانه و مغازه و مدرسه و ادارات دولتي بنا گرديده بود ديگر قابل استفاده جهت دفن اموات نبود عليهذا از حدود بيست سال قبل شهرداري به فكر تهيه محل مناسبي جهت گورستان [شهر] افتاده و پس از مطالعات زياد و بررسي كليه جوانب كار، محل فوق را شايسته اين كار دانستند. از همان موقع، شروع در تهيه مقدمات كار برآمده و از تاريخ 19رجب 1404هـ مطابق با يكم ارديبهشت ماه 1363ش طبق اعلاميه‌اي گورستن تخت فولاد را متروكه و گورستان جديد را افتتاح كردند.
از آن تاريخ تا كنون عده‌اي از علماء، فضلاء، نويسندگان، شعراء و بزرگان اين شهر در آن جا به خاك رفتند اكنون به نام آنها تا آن جا كه آگهي داريم اشاره مي‌شود:
1- «مرحوم حاج آقا ميرزا شيخ الاسلام» (ميرزا عبدالله معروف به آقا ميرزا) فرزند مرحوم ميرزا علي اكبر شيخ الاسلام اصفهاني.
خاندان شيخ‌الاسلام از اعقاب علامه ملامحمدباقر محقق سبزواري از خاندان‌هاي علمي و روحاني اصفهان مي‌باشند كه در طول چهارقرن از زمان محقق سبزواري تا كنون علم و رياست و روحانيت در آنها باقي بوده و منصب شيخ‌الاسلامي اصفهان را به استحقاق به وراثت دارا بوده‌اند. شرح حال اين خاندان و آثار علمي و اجتماعي آنان را نويسنده در كتابي مستقل به نام «خاندان شيخ‌الاسلام» تأليف نموده كه به طبع رسيده است.
مرحوم حاج آقا ميرزا از علماء اصفهان و سال‌ها متصدي امور اجتماعي، از انجام معاملات و عقد و طلاق (دفاتر ثبت و ازدواج و طلاق) بوده و مورد احترام عموم طبقات اين شهر بود. سرانجام در يك‌شنبه 11شعبان المعظم سال 1404هـ.ق به سن قريب يكصدسالگي وفات يافت و درگورستان جديد مدفون گرديد.
مشاراليه اولين روحاني و دانشمندي است كه پس از تعطيلي گورستان تخت فولاد وفات يافته و در قبرستان جديد به خاك سپرده شد.
2- «دكتر سيّدابوالفضل غرضي موسوي خواجوئي» سادات محترم غرضي از خاندان‌هاي اصيل و تجار محترم اصفهان مي‌باشند كه به درستي و امانت و ديانت معروف و در بازار اصفهان شهرت و اعتبار دارند.
مرحوم دكتر سيّدابوالفضل غرضي از مؤمنين به انقلاب [اسلامي] و خدمتگزاران جامعه بود كه در سال‌هاي احير مصدر خدماتي گرديد و سرانجام در اثر سانحه تصادف اتومبيل در نزديكي اصفهان در سال 1412هـ (دهه اول جمادي‌الثاني) به شهادت رسيد. مرحوم دكتر غرضي مدير عامل سازمان تأمين اجتماعي كشور بود كه جهت شركت در مراسم ختم مادر خود عازم اصفهان بود و در راه تصادف كرده و وفات يافت.
3- «مرحوم آقا سيّد ابوالقاسم عمادي» از علماء و ائمه جماعت اصفهان كه در 9رجب سال 1411هـ.ق [وفات يافت].
4- «استاد احمد ارچنگ بيدآبادي» استاد فن طراحي و نقاشي و نقشه فرش. متولد به سال‌ 1293هـ‌ش و متوفي در چهارشنبه 13 شوال المكرم سال 1410هـ.ق.
5- «مرحوم دكتر حاج سيّداحمد ابطحي سدهي» فرزند مرحوم حجه‌الاسلام حاج سيّد محمدباقر ابطحي عليهماالرحمه.
خاندان ابطحي سدهي از خاندان‌هاي علمي و روحاني اصفهان بوده و به علم و فضل شهرت داشته و دارند. مرحوم دكتر سيّداحمد در اصفهان در خاندان علم و روحانيت حدود سال 1340هـ.ق متولد گرديد و در اصفهان و تهران تحصيلات خود را به پايان رسانيده و پس از اخذ مدرك دكترا در پزشكي به اصفهان منتقل گرديده و از بدو ورود تا حين وفات به معالجه بيماران و رسيدگي به حال ضعفاء و مستمندان پرداخت. وي پزشكي ديندار و خدمتگزار و مورد احترام خاص و عام بود. سرانجام در عصر روز چهارشنبه 19رمضان‌المبارك سال 1409هـ به عارضه سكته وفات يافت.
6- «دكتر اكبر انشائي» از پزشكان اصفهان كه در ربيع‌الثاني سال 1410هـ.ق در امريكا، كه جهت معالجه يماري چشم رفته بود وفات يافته جنازه او به اصفهان منتقل و در گورستان جديد مدفون گرديد.
7- «حاج شيخ محمدباقر اميني نطنزي اصفهاني» از علماء و دانشمندان اصفهان و ائمه جماعت و مدرسين شهر بود كه [در سال 1284ش] در نطنز متولد گرديده و در اصفهان در خدمت اساتيدي همچون آيات عظام آقا شيخ محمدرضا مسجدشاهي و آقاسيّد علي مجتهد نجف‌آبادي و آقاسيّدمحمدنجف آبادي و ديگران تلمذ كرده(1) تا به مقامات عاليه علم رسيّده و در اين اواخر در مسجد امام حسين(2) عليه‌السلام در خيابان آتشگاه جنب ميدان ميوه اقامه جماعت مي‌فرماد و مورد احترام عموم طبقات از علماء و مقدّسين بود. سرانجام در عصر روز شنبه 24شعبان المعظم سال 1412هـ.ق در اصفهان وفات يافت.
8- «دكتر سيّدمحمدباقر خادمي» فرزند فاضل ارجمند آقاسيّدمحمدبن آيت‌الله حاج آقا حسين خادمي موسوي اصفهاني، دكتر داروساز در سال 1410هـ.ق وفات يافت.
9- «حاج سيّدبدرالدين كتابيب فرزند مرحوم حاج آقا هلال‌الدين بن آقاميرزا عليرضا ابن علامه ميرمحمدصادق حسيني كتابفروش.
سادات كتابي از جمله سادات صحيح‌النسب اصفهان مي‌باشند كه عموماً به زيور علم و تقوي آراسته و مورد توجه و عنايت و احترام عموم طبقات به ويژه علماء و بزرگان بوده و مي‌باشند.
مرحوم حاج آقا بدرالدين انساني وارسته و معلمي شايسته، نويسنده‌اي توانا، عارفي محقق و شاعري اديب بود. خلاصه كلام آن كه مشاراليه از جمله افراد كميابي بود كه گاه‌گاه در جوامع بشري يافت مي‌شوند. علم را با عمل و اخلاق توأم داشت بدون آن كه ادعاي فضل و دانش كند و كمالات خود را به ديگران بنماياند و آن را وسيله برتري خود قرار دهد. ادبيات و فلسفه را خوب مي‌دانست و به زبان‌هاي عربي و فرانسه تسلط كامل داشت و تا پس از مرگ او از شاعري وي كسي خبر نداشت. او فردي متواضع و خويشتن‌دار بود و در برخورد با اشخاص به ويژه شاگردان اخلاقي انساني داشت هر چه را كه مي‌دانست به شاگردان خود در دانشگاه و  دبيرستان ادب به آنان مي‌آموخت و از تدريس و تعليم خسته نمي‌شد.(1)

1- وي مدتي رياست دبيرستان ادب و معاونت و كفالت اداره كل فرهنگ استان اصفهان را عهده‌دار بود و در تأسيس دانشكده ادبيات دانشگاه اصفهان در سال 1337ش سهم به سزايي داشت و امور آموزشي و برنامه‌ريزي انتخاب استادان با او بود. مرحوم كتابي در دانشگاه درس‌هاي فلسفه، روان‌شناسي و منطق را استادانه تدريس مي‌كرد. ر.ك محمدباقر كتابي، رجال اصفهان، امور فرهنگي شهرداري اصفهان، 1375ش، ص482.

1- مرحوم نطنزي در نجف نزد آيات عظام نائيني، سيّدابوالحسن اصفهاني، شيخ عبدالكريم حائري و سيّدمحسن حكيم تلمذ كرده و اجازه اجتهاد خود را از آيت‌الله حاج شيخ عبدالكريم حائري دريافت كرد. به نقل از زندگينامه خطي كه خاندان ايشان به مصحح كتاب تحويل دادند.
2- مسجدي كه مرحوم اميني در آن امامت مي‌كردند به نام «مسجدالنبي اكرم صلي الله و عليه و آله و سلم» بود نه مسجد امام حسين عليه‌السلام.
 

در 9شوال سال 1330هـ.ق در خانواده علم و روحانيت متولد گرديد، مادرش دختر مرحوم حاج شيخ محمدعلي ثقه‌الاسلام نجفي از علماء و مجتهدين خاندان مسجدشاهي بود. در اصفهان و مشهد و تهران تحصيل نمود. وي در دبيرستان و دانشگاه تدريس مي‌كرد. از كتاب‌هاي عربي و فرانسه ترجمه كرد و خلاصه عمري را در راه علم و دانش گذرانيد و سرانجام در 6ذي‌الحجةالحرام سال 1407هـ.ق در اصفهان وفات يافت، خدايش رحمت كند.
كتاب‌هاي زير از آثار اوست كه به چاپ رسيده است.

1- «اخلاق» ترجمه از نويسنده فرانسوي پيرژانه.
2- «به سوي اصفهان» ترجمه از نويسنده فرانسوي پيرلوتي.
3- ترجمه كتاب «پيرامون سيره نبوي» نوشته دكتر طه حسين [نويسنده شهير مصري].
5- «ديوان اشعار» با تخلص اميد (قسمتي از آن ضمن مجموعه مقالات ايشان چاپ شده است).
6- ترجمه «فروغ خاور» نوشته هرمان الدنبرگ از فرانسه. (در شرح حال و آئين بودا).
7- مقالات عديده [بيش از پنجاه مقاله] در موضوعات مختلف [فلسفي، تربيتي و عرفاني] كه قسمتي از آنها ضمن مجموعه‌اي پس از فوت ايشان به چاپ رسيّده است.
8- «هيپنوتيزم در دسترس همه».
اما كتب و رسائل چاپ نشده ايشان كه انيد است به همت فرزندان آن مرحوم به طبع برسد:
1- تشريح تصوف جلال‌الدين مولوي، عطار، سنائي
2- حضرت حسن بن علي عليه‌السلام ترجمه از عربي نوشته كامل سليمان.
3- درباره تصوف اسلامي ترجمه از نوشته رينولد آلين نيكلسون.(1)
4- «مباني جامعه شناسي» تأليف پروفسور شار لالو.
5- جزوه‌هاي درسي به صورت پلي‌كپي.
در خاتمه اين مقال مي‌گوئيم مرحوم كتابي معلمي شايسته و استادي ارجمند و انساني كامل بود. از ريا و خودنمائي به دور و فروتن و بي‌تكبر، آرام و دوست داشتني و مهربان و به همه احترام مي‌گذاشت و همگان وي را دوست مي‌داشتند و احترام مي‌گذاشتند. من از سال 1309 شمسي از نزديك ايشان را مي‌شناختم، ابتدا در دبيرستان سعدي و بعد مدرسه صارميه، خلاصه در دوره تحصيل، زمان تدريس، دوره معاونت اداره آموزش و پرورش و بالاخره در زمان استادي دانشگاه و بعداً زمان بازنشستگي، اخلاق و رفتار او در تمام اين زمان‌ها يك سان بود. رياست‌هاي دنيا او را نفريفت و خويشتن خويش را در هر حال نگاهداري كرد. خدايش رحمت كند كه شايسته رحمت الهي بود.
در آثار و ماده تاريخ فوت او عده‌اي از شعراي اصفهان اشعاري سرودند كه برخي از آنها در پايان مجموعه مقالات ايشان (از صفحه 477 تا صفحه 504) به چاپ رسيّده است از آن جمله:
دانشمند فرزانه و شاعر گرانمايه اديب سخن سنج، جامع فضائل صوري و معنوي، نويسنده، خطيب، شاعر، خطاط، دبير و استاد [مرحوم] آقاي منوچهر قدسي فرزند مرحوم آقا جمال‌الدين قدسي فرزند مرحوم آقا ميرزاعبدالحسين قدسي بن ميرزا محمدعلي كه علم و ادب و شعر و خط و خدمت به جامعه را به ارث از پدر و جدّ برده، قطعه‌اي متضمن 32 بيت در مرثيه آن مرحوم و ماده تاريخ و نامش سروده است باين مطلع:

آه، اي نـــادره فضل و هنر
اي سپهر ادب اي كوه وقـار
عمر با فضل و ادب سر كرده  
رفته از خلق و به حق پيوسته
خوانده يك عمر وز راه تعليم 

 بسته زي ملك بقا رخت‌سفر
خلق تو، تازه كن فصل بهـار
مـحفــل علــم منــور كرده
وز همــه غيــرخدا بگسسته
كرده آن‌جمله به ياران تقديم

1- به گفته فرزندشان آقاي محمود كتابي، اين كتاب نيز چاپ شده است.

فيض را عهد تو تا ماند ديـر
نه قلم آيتي از سحر حــلال  
آنچه دل دركف انديشه ربود 

 قلمت كرده سخن‌ها تقـريــر
  فارسي رفته به سرحد كمـال
 درسخن شيوه شيداي تو بود

پس از 12 بيت گويد:

آه، بـدرالديـــن اي فاضــل راد
عــمر هفتــاد اگــر گــم كردي 
آن نــه گمگشته به ميزان عــمل
آن‌نه طاعت‌كه دراو روي‌ورياست

پاكـدل عـــارف پــاكيزه نهاد
صـرف آســايش مردم كردي
عــمر در راه خـــدا عـــــزول
 بندگي‌خدمت‌مخلوق خداست

پس از 3بيت ديگر:

آه، بدرالدين اي گوهر پــاك
رفتي و داغ غمت ماند به دل
هر نفس ذكــر تو با ياد آمــد
خامه از هجر تو بشكافته سـر

بـــرده جــــان فلكــي تــا افلاك
از دل ايــن داغ نــگـــردد زايـــل
 قــلــم و نــامـه بــــه فريـاد آمـد
نــامه‌آورده شــبـه گــون معــجـر

سال‌فوتت‌به‌حساب‌قمري‌است               بي‌كتابي‌‌قلم‌ و‌ نامه ‌گريست» 1407هـ.ق

مرحوم كتابي در اشعار «اميد» تخلص مي‌كرده(1) اينك دو رباعي از نمونه اشعار ايشان:

هوش باش دلا كه رنج عالم هيچ است
با چشم خرد چو بنگري خواهي ديـد
سيم و زر اگر بيش و اگركم، هيچ است 
بـــا غيــر بشر به كام دل چون نــرسي    

دنـيا گــذران و شادي و غم هيچ است
هر چيز كه هست جز كه آدم هيچ است
جزو مهر و وفا حاصل عالم هيچ است
آدم بطلــب كــه غيـــرآدم هيچ است

 

(ص422، مجموعه مقالات مرحوم كتابي)


10- «اميربهمن بهداد» فرزند دكتر ابراهيم بهداد، فارغ‌التحصيل دانشكده دندانپزشكي از دانشگاه اصفهان، متولد ربيع‌الثاني سال 1386هـ (2/5/45) و متوفي در صبح روز شنبه 25رمضان‌المبارك سال 1412هـ.ق(1/2/69) در اثر تصادف. به مناسبت فوت او در مراسم يكمين  سال وفاتش يادنامه‌اي به طبع رسيد و در آخر آن، رساله‌اي تحت عنوان: «خواص داروئي گياهان در دندانپزشكي»، كه رساله پايان نامه تحصيلي مشاراليه بوده است، به چاپ رسيده است.

1- براي اطلاعات بيشتر ر.ك سيّدمحمدباقر كتابي، رجال اصفهان، ص483.

11- «حاج سيّدمحمدتقي موسوي ده سرخي» از علماء فوت 19رجب سال 1411هـ.ق.
12- «جلال برجيس» فرزند مرحوم ابوطالب بن محسن قهفرخي اصفهاني، شاعر، دبيرستان‌هاي اصفهان با كمال صداقت و درستي خدمت كرد و با تأسيس آموزشگاه شبانه به نام: «آموزشگاه فروغ» و تربيت صدها دانش‌آموز مقطع دبيرستان به بالا بردن سطح فرهنگ عمومي خدمت شايسته‌اي انجام داد.
در سال 1300هـ.ش (سال 1340قمري) در قهفرخ متولد و تحصيلات خويش را در مولد خود و اصفهان به پايان رسانيده و سپس به خدمت دبيري اشتغال جسته و در انجمن‌هاي ادبي اصفهان از آن جمله انجمن ادبي كمال شركت جسته، سرانجام در ماه رمضان‌المبارك سال 1408هـ در اصفهان وفات يافت.
13- «دكتر جواد پيمان» استاد دانشگاه اصفهان، فوت ماه صفر سال 1410هـ.ق.
14- «دكتر حسن دليل التجار» استاد دانشگده علوم پزشكي اصفهان، فوت 1412هـ.ق.
15- «ميرزا محمدحسن نجفي زاده» فرزند مرحوم آيت‌الله حاج شيخ مهدي بن حاج شيخ محمدعلي ثقةالاسلام نجفي مسجدشاهي، فاضل ارجمند، صاحب امتياز روزنامه هفتگي «اسلام در شرق» كه در اصفهان چند شماره آن منتشر گرديده است. در ذيقعده سال 1407هـ در اصفهان وفات يافت.
16- «دكتر حسين اوحدي» از اطباي معروف اصفهان، فوت 1412هـ.ق.
17- «مهندس حسين نيلي» فوت ذيقعده 1409هـ.ق.
18- «آقا سيّدحسين فقيه ايماني» از فضلاي اصفهان، فوت يك شنبه اول ذي‌الحجةالحرام سال 1410هـ.ق.
19- «حاج شيخ محمدحسين خادمي خواجويي» فرزند حاج شيخ محمد از علماء و وعاظ، فوت ربيع‌الثاني 1410هـ.ق.
20- «محمدحسين مستحسن» شاعر و اديب متخلص به انسي، فوت جمادي‌الاولي سال 1412هـ.ق.
21- «حاج سيّد حسين عريضي» فرزند آقا سيّدمحمدعلي بن سيّد محمدباقر حسيني عريضي اصفهاني، دانشمند بزرگوار، فاضل، اديب زبانشناس از كارمندان صديق آموزش و پرورش و استاد دانشمند دانشكده ادبيات [دانشگاه] اصفها. اديبي ارجمند، معلمي بزرگوار، استادي گرانقدر، مرد علم و دانش كار و كوشش، از بنيان گزاران دانشكده ادبيات دانشگاه اصفهان، مردي كه در طول عمر خود فقط به علم و ارزش آن مي‌انديشيد.
نويسنده در سال 1308هـ.ش افتخار شاگردي ايشان را در دبيرستان گلبهار داشتم. از آن تاريخ تا هنگام فوت ايشان از نزديك شاهد و ناظر او بودم. مدتي به عنوان كمترين شاگرد، زماني به عنوان همكار در دبيرستان ادب، مدت‌ها به عنوان دوست و ارادتمند، الحق او را فردي شايسته و عاشق علم و تحقيق ديدم. وي به زبان فرانسه تسلط كامل داشت و عربي را نيز به خوبي مي‌دانست و كتاب‌هاي چندي تأليف و ترجمه كرد كه از آن جمله است:
1- «تاريخ اصفهان».
2- ترجمه «سفرنامه شاردن» فرانسوي قسمت اصفهان، به چاپ رسيده است.
3- ترجمه مقاله‌اي از خاورشناس معروف: «هانري كربن» درباره كتاب‌هاي: «لطائف غيبيّه» و «مِصْقل الصفا» از تأليفات سيّد احمد علوي شاگرد و داماد ميرداماد.(1)
اين مقاله را مرحوم آقاي عريضي برحسب خواهش دانشمند محترم جناب حاج سيّد جمال‌الدين ميردامادي به وسيله اينجانب از فرانسه ترجمه نمودند و در پايان مقاله توضيحات لازم اضافه كردند. (تاريخ ترجمه 12رجب سال 1398هـ.ق).
 
1- ميرسيّدكمال‌الدين احمدبن زين‌العابدين علويم فرزند اميرسيّد زين‌العابدين علوي عاملي، پسرخاله و داماد و شاگرد ميرداماد بود. وي از ميرداماد و شيخ بهايي اجازه داشت. اين عالم دانشمند و محقق بزرگوار و فاضل متكلم وي داراي تأليفات بسياري بوده است كه تاكنون سي و پنج كتاب و رساله و شرح از آن حكيم فرزانه به دست آمده است. از آن جمله: «لطائف غيبيه» در تفسير آيات مربوط به عقايد، «مصقل الصفا» به زبان فارسي در رد شبهات نصارا در سال 1032هـ نوشته شده، «رياض القدس» يا «مصابيح القدس» كه تاريخ تأليف آن 1011هـ و به زبان عربي مي‌باشد، «روضة المتقين» به زبان عربي حاشيه بركتاب تجريد العقايد خواجه نصيرالدين طوسي، سرانجام كمال‌الدين پس از عمري تحقيق و تأليف در ميان سال‌هاي 1054هـ تا 1060هـ بدرود حيات گفت. ر.ك: لطائف غيبيه، به اهتمام رسيد جمال‌الدين ميردامادي مكتب السيّد الداماد، 1396هجري، مقدمه، ص7.

4- «گوشه‌هاي ناشناخته تاريخي حمل مغول به ايران» در اين مقاله طبق مآخذ تاريخي مي‌نويسد: «ناصر خليفه عباسي براي سركوبي سلطان محمد خوارزمشاه، چنگيزخان را به فتح ايران و جنگ با خوارزمشاه دعوت كرد.»
5- مقاله‌اي تحت عنوان «زبان فارسي را پاسداري و نگهداري كنيم».
6- ترجمه كتاب «تاريخ هند» از زبان فرانسه. [نوشته پيئرميل]
مرحوم عريضي پس از يك عمر خدمت به علم و اجتماع، در بعدازظهر 23رمضان‌المبارك 1411هـ.ق در اصفهان وفات يافته، جنازه در روز 24رمضان (چهارشنبه) با حضور عدة زيادي از فرهنگيان و دانشمندان از منزل به دبيرستان ادب، كه سال‌ها رياست آن را داشت منتقل و پس از انجام تشريفاتي به گورستان جديد منتقل و در قطعه «نام‌آوران» مدفون گرديد.
در فوت مرحوم عريضي عده‌اي از شعراي اصفهان مرثيه و ماده تاريخ گفتند از آن جمله: جناب استاد محمدمهريار در مرثيه آن استاد بزرگوار گويد:

ديـــدي كه جور چرخ مرا بي امان شكست
قلبم شكست چونكه تو رفتي از اين جهان
بلـبل ببــاغ از غـــم هجرت خموش شد
بُغضـــي عجب زغم گلوي قُمريان گرفت
لطــف و صفــا زباغ و گلستان كناره كرد
نــــوك قلــم بصفحـــه كاغذ خميده شد
گلـــزار علم و فضـــل بگيتي فسرده شـد
گفتــم عريضــي آن كــه بدانش يگانه بود
آن كـــان لطف و مهر عريضي كه عهــد او
ديـــدي كـــه دست قاهر و غــدّار روزگار
او مكتبـــي زمهـــر و ادب بود و اين زمان
ديـــدي دلا كـــه مرگز عزيزان زدست من
دور سپهـــر يـــار عزيزم زمـــن ربــــود
او رفـت و صدق رفت و صفا رفت از پيش

قلبــم نهـــان و شيشه اشكم عيان شكست
ني قلب من كه قلب همه اصفهان شكست
وز ســوز درد و آه دل بوستـــان شكست
در بـــاغ و لاله‌زار دل باغبـــان شكســت
بـــرگ سخن فسرد و دل ضيمران شكست
رنـــگ ادب پريد و دل خامه دان شكست
چــون بــرق مرگ در جگر آسمان شكست
هــرگز نبـــود آن كه تـوان رايگان شكست
بـــود استـــوار و هيچ نيامد بر آن شكست
آن معـــدن فضيلت و تقوي چسان شكست
پشــت ادب شكست و دل دوستان شكست
گوهـــر ربود و گوهـرم اندر دهان شكست
چشمـم زگريه شست و دلم را نهان شكست
عشقـــي بماند و عشق نه آسان توان شكست

22- «حاج آقا حسين عبداللهي خوروش» اديب و نويسنده و محقق و شاعر متخلص به «همت». فرزند مرحوم غلامعلي بن حاج محمدرضا مباشر اصفهاني فرزند حبيب‌الله. در ماه رجب سال 1339 هـ در اصفهان متولد گرديد، تحصيلات قديم و جديد خويش را در اين شهر در مدارس جديد و قديم در نزد اساتيد به پايان رسانيده، عمري را در مطالعه و تأليف و تحقيق در موضوعات ديني و اجتماعي گذرانيد. دانشمندي محقق و نويسنده‌اي توانا و پژوهشگري سخت كوش بود. مدتي روزنامه‌اي به نام: «پيك عدالت» را منتشر مي‌كرد و در برخي از روزنامه‌هاي اصفهان و تهران مقالاتي مي‌نوشت. كتاب‌هاي زيادي تأليف كرده و برخي از آنها را به چاپ رسانيده، اسامي تأليفات او بدين قرار است: 1- افكار و عقايد بزرگان 2- انقلاب يا نهضت سيّدجمال‌الدين، مطبوع 3- برهان در نسخ اديان 4- بهداشت صورت 5- پيشواي آينده جهان 6- تأثير موسيقي بر روان و اعصاب، مطبوع 7- تراش ريش از نظر بهداشت و اسلام، مطبوع 8- خطرات آينده 9- دخانيات از نظر بهداشت و اسلام 10- ديوان اشعار ما از غزل و قصيده و رباعي 11- شطرنج 12- سيّدجمال‌الدين و سازمان فراماسونري 13- سياست خارجي خا در ايران 14- شعله احساسات 15- شهر تبليغات 16- عدالت اجتماعي 17- علل بيماري‌هاي روحي 18- فدائيان شهوت 19- فرهنگ اسلام شناسان خارجي 20- فرهنگ زندگي 21- قرآن و فلاسفه غرب يا قرآن از نظر دانشمندان خارجي 22- كمونيزم در مكتب اجتماع 23- مردان نامي و دانشمندان باختر 24- موسيقي و اسلام.
عموم نوشته‌ها و كتاب‌هاي مرحوم عبداللهي تحقيقي و قابل استفاده است به خصوص كتاب‌ها: فرهنگ اسلامي شناسان و قرآن فلاسفه غرب كه حقاً كتبي است در موضوع خود ابتكاري و كامل و مطالعه آن براي كليه افراد تحصيل كرده مسلمان ضروري و نتيجه قريب سي سال مطالعه و تحقيق است كه انسان متعهد بدون چشم داشت هيچ گونه پاداشي قبول زحمت كرده و اثري نفيس از خود به جاي گذاشته است. اميداست خداوند مهربان در پاداش اين خدمت بهترين درجات را در بهشت عدن به او عنايت فرمايد و سعادت و خوشبختي را به بازماندگانش لطف كند.
مرحوم عبداللهي سرانجام در جمادي‌الاولي سال 1409هـ در اصفهان وفات يافت و در گورستان جديد به خاك رفت. خدايش رحمت كند.
23- «دكتر رضا هاديزاده» استاد دانشكده زبان‌هاي خارجي در دانشگاه اصفهان(1) [بود كه در] دي ماه 1369هـ.ش (جمادي‌‌الثاني 1411هـ.ق) [براثر عارضه سكته از دنيا رفت.]
24- «حاج سيّدمحمدرضا جزايري» فرزند مرحوم حاج سيّدحسن موسوي جزائري از اعقاب محدّث بزرگوار مرحوم سيّد نعمت الله جزايري عالم جليل محقق مدقق معروف (متوفي به سال 1112هـ) مي‌باشد.
خاندان جزائري ساكن اصفهان در طول چهار قرن به علم و زهد و جامعيت معروف هستند و در بين آنان عده‌اي از علماء و وعاظ و ائمه جماعات مي‌باشند. پدر ايشان از محترمين وعاظ اصفهان و داماد مرحوم مجدالاسلام حاج ملاحسينعلي صديقين عالم عابد زاهد عارف  بود. مرحوم حاج سيّدرضا در اصفهان متولد و تحصيلات قديم و جديد خود را در اين شهر و قم و تهران انجام داده و پس از دريافت مدارك تحصيلي، سال‌ها در اداره آموزش و پرورش به عنوان دبير ادبيات و علوم ديني در مدارس انجام وظيفه نموده و ضمناً در منبر نيز به ارشاد و هدايت مردم اشتغال داشت. وي دبير دانا و واعظي توانا بود. سرانجام در 20رمضان سال 1411هـ.ق در اصفهان وفات يافت. رحمة‌الله عليه.

1- دكتر رضا هاديزاده عضو هيأت علمي گروه زبان و ادبيات عرب و مدتي نيز رياست دانشكده زبان‌هاي خارجي دانشگاه اصفهان را برعهده داشت و تصحيح و تحقيق كتاب دستوراللغه العربيه السمي بالخلاص از وي مي‌باشد كه فرزندشان آقاي مجيد هاديزاده مقدمه‌اي برآن نگاشته‌اند.

25- «حاج آقا رضا مظاهري كروني» فرزند عالم ظاهد مرحوم آخوند ملامحمد حسين كروني (فوت 12ربيع‌الاول 1375) فرزند محمدبن ميرزا مظاهري كروني.
خاندان مظاهري ساكن تيران مركز دهستان كرون بوده‌اند و خويشتن را از اعقاب جناب حبيب‌بن مظاهر (مظهر) اسدي از اصحاب بزرگوار حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و شهيد در كربلا در ركاب حضرت سيّدالشهداء عليه‌السلام مي‌دانند. مرحوم حاج آقا رضا در اصفهان در خانواده علم و روحانيت و زهد و تقوي متولد گرديد و در نزد اساتيد و دانشمندان اصفهان تحصيل كرد. برخي از اساتيد او عبارتند از آيات عظام و حجج اسلام: 1- حاج آقا جمال‌الدين خوانساري 2- حاج آقا حسين خادمي 3- حاج ميرسيّدعلي بهبهاني 4- آقا كمال‌الدين خوانساري 5- حاج سيّدمصطفي مهدوي هرستان رحمه‌الله عليهم اجمعين.
مرحوم حاج آقارضا، واعظي صالح از محترمين اهل منبر اصفهان بود. در مسجد امام حسين عليه‌السلام در محله كِيْلان (بر وزن قيطان) و مسجد خيابان جامي اقامه جماعت مي‌نمود و در شناخت مردم اصفهان و شرح حال بزرگان و مشاهير هر سلسله و خاندان‌ها الحق كم‌نظير بود. منبر ايشان شامل مواعظ شافيه و بيان مسائل حلال و حرام و تفسير و شرح آيات قرآن و احاديث حضراي معصومين عليه‌السلام و نقل داستا‌ن‌ها و حكايات مناسب با هر مقام و ذكر مصيبت خاندان عصمت و طهارت بود و از حيث جامعيت در بين اهل منبر معاصر امتيازي كلي داشت.
در بعدازظهر روز سوم ماه صفر سال 1410هـ.ق به عارضه سكته وفات يافته و جنازه وي در روز سه شنبه، چهارم [صفر] با تشييع شايسته و شركت عموم طبقات از علماء و مؤمنين و هيئت‌هاي مذهبي با دسته‌هاي عزادار به گورستان جديد (باغ رضوان) منتقل و در آن جا به خاك رفت. رحمةالله عليه رحمة واسعه.
26- «رضا قليخان برومند گزي» فرزند مرحوم محمدكريم خان گزي. خاندان برومندگزي از خاندان‌هاي اصيل و نجيب و متمكن اصفهان مي‌باشند كه قبلاً در دستگرد برخوار و گز. مركز بلوك برخوار، ساكن بوده و اخيراً در اصفهان و تهران ساكن مي‌باشند. در بين آنها افراد تحصيل كرده و اديب و شاعر و نويسنده و دانشمند مذهبي يافت مي‌شود كه از آن جمله صاحب عنوان است.
مرحوم رضاقليخان در سال 1326قمري در اصفهان متولد گرديده و در اصفهان و تهران تحصيلات علوم قديم و جديد را تا دريافت گواهي ليسانس از دانشكده حقوق تهران ادامه داد. وي سپس وارد خامت دولتي شده و در دادگستري به شغل قضاوت اشتغال جسته، از قضات پاكدامن و با شهامت بود. سال‌ها در دانشكده ادبيات اصفهان نيز تدريس مي‌كرد. مرحوم برومند علاوه بر كليه فضائل از حسن معاشرت و نيك سيرتي و خوش محضر بودن: شعر هم مي‌گفت لكن كمتر بدان مي‌پرداخت. از نمونه اشعارش در مجله باختر اصفهان قطعه‌اي نقل شده كه نويسنده آن را در: «تذكرة شعراي معاصر اصفهان» (ص82) به تمامه نقل كرده‌ام. مرحوم برومند در ربيع‌الثاني سال 1410هـ در اصفهان وفات يافت.
27- «دكتر روح‌الله سازش» رئيس بهداري آموزشگاه‌هاي اصفهان. در سال 1285هـ.ش در اردكان يزد متولد گرديد. تحصيلات خويش را تا دريافت دكتراي پزشكي در اردكان و تهران انجام داده و در سال 1311هـ.ش. فارغ‌التحصيل شده، مدت‌ها در تهران ساكن و به طبابت مشغول بود. سپس به اصفهان منتقل و به رياست بهداري آموزشگاه‌ها كه خود مؤسس و بنيان‌گذار آن بود، منصوب و تا سال 1349ش با كمال سعي و كوشش و صداقت در اين مؤسسه انجام وظيفه نموده و در اين سال بازنشسته شد. سرانجام در شب هفتم دي ماه 1370شمسي مطابق يك‌شنبه 22جمادي‌الثاني سال 1410هـ.ق پس از يك بيماري در اصفهان وفات يافته در گورستان جديد (باغ‌رضوان) مدفون گرديد. (نقل از تجارب طلايي، شماره اول)
28- «سيف‌الله آشوري» فرزند ميرزا باقر شاعر اديب متخلص به سيفي، پدرش نيز شاعر بوده و «خاص» تخلص داشته است. (1272-1332هـ.ش)
مرحوم سيفي به علت عدم تمكن مالي به مدرسه نرفته و تحصيلاتي مطابق ذوق و استعداد خود ننموده لكن به علت شوق و ذوق تحصيل، انديك در خارج از محيط مدرسه درس خوانده و از اول جواني سرودن شعر را شروع نمود. دو جزوه از ديوان اشعارش به چاپ رسيّده است. مشاراليه در انجمن ادبي مرحوم پروانه شركت مي‌نمود. در سال 1302شمسي متولد و در اواسط رمضان المبارك سال 1411هـ.ق وفات يافت.
29- «عباسعلي فرزند علي حافظ پرست» شاعر اديب متخلص به «آرام» در سال 1293شمسي متولد و از اوان جواني به مقتضاي ذوق و استعداد فطري لب به سرودن شعر باز كرده و در برخي از انجمن‌هاي ادبي از آن جمله انجمن ادبي كمال شركت نموده، سرانجام در شوال سال 1410هـ.ق وفات يافت. از اشعار اوست:

خواهي كه سمر شو به نيكونامي  
با اهل زمانه هيچ داني چه كنـي    

بايـد كه بدل تخم محبت كاري
آن كن كه بخويشتن روا مي‌داري

30- «عباس حقاني پناه»، شاعر اديب، عارف متخلص به «پناه» و لقب طريقتي او «محبوب علي» بوده و در اثر تصادف كشته شد و در باغ رضوان مدفون گرديد.
اديب و شاعر معاضر آقاي فضل‌الله اعتمادي متخلص به «برنا» جهت او مرثيه و ماده تاريخ گفته كه در روزنامه هفتگي نويد اصفهان شماره (211) در 28مهرماه 1371ش به چاپ رسيّده است. ماده تاريخ آن اين است:
 

بسوي وادي امن و مقام حقاني   پناه برد به محبوبش از جهان عباس

31- «عباسعلي دارويي» فاضل نويسنده از خدمتگزاران به شعر و ادب. پس از فوت ميرزامحمدعلي مكرم، مدير روزنامه صداي اصفهان، مدتي سرپرستي آن روزنامه را به عهده گرفته و آن را منتشر مي‌نمود. در ربيع‌الاول سال 1411هـ.ق وفات يافت.
32- «عبدالرسول رسولي گزي» قاضي دادگستري، فوت دوشنبه 7جمادي‌الاولي سال 1411هـ.ق
33- «عبدالرسول منتصر» شاعر اديب متخلص به «حقيقت»، كرامند بازنشسته بانك‌ملي ايران و كارشناس رسمي حسابداري دادگسترس در اصفهان. وي در روز شنبه 5ذيقعده 1410هـ.ق [فوت كرد.] اين سه سطر شعر جزو قطعه‌اي از اشعار او در اعلاميه مراسم هفته او به چاپ رسيّده است.

شدم سخت درمانده از كرد خويش                 
بــكردم همـــي روز و شب را تبه   
حقيقـــت ره رادمـــران بــگيـــر   

پشيمان زكردار و گشتم پريش
سراســر بــود نـــامه‌ام پرگنه
تو تا زنده‌اي دست افتاده گيـر

34- «مرحوم عبدالكريم بصيري» فرزند حاج محمدرضا فرزند محمدرحيم خوشنويس فرزند آقا غلامعلي، خطاط معروف اصفهاني (1200-1269هـ.ق) فرزند محمدرحيم. در اواخر سال 1316قمري متولد و تا حدود سي سالگي به كسب علوم و معارف جديد و قديم پرداخته سپس در ادارت دولتي استخدام و در اين اواخر بازنشسته شده و سرانجام اين شاعر اديب در ماه رجب سال 1409هـ.ق وفات يافته، در گورستان جديد مدفون گرديد.
در شعر از اساتيد به شمار مي‌رفت و در انجمن‌هاي مرحوم شيدا، اديب فرهمند، كمال و برخي ديگر از انجمن‌هاي شعر و ادب شركت مي‌نمود. داراي ذوقي سرشار و طبعي قادر مي‌باشد و «بصير» تخلص مي‌كرد. از اشعار اوست:

به مكتب در نخستين روز استـاد               
كه برگيرم به ددست راست‌خامه           
زكـــج رفتـن نگهدارم قلــم را      
زسطـر راســت، خامه سرنپيچد  
پذيرفتـــم زجــان حرف ولي را
نوشتــن راست از اول به دستور   
از اول راستــــي شد نقش خاطر

نوشتن را بمن داد اين چنين ياد
زدست(1)راست بنويسم به‌نامه
به خط راست بنويسم رقـم را
سر از رسم و ره مسطر نپيچد
نــوشتم راست حرف اولي را
بجــز اين ره نپويم تا لب گور
چـــه نقشي بُد از اين بهتر بآخر

35- «مشهدي علي نانوا» فرزند استاد باقر، شاعر اديب متخلص به «ديوانه»، در حدود سال 1272شمسي متولد گرديد. اندكي درس خوانده و در اثر ذوق و استعداد فطري به سرودن اشعار مذهبي و مديحه سرايي حضرات معصومين عليه‌السلام و غزل و رباعي شروع كرده و دو ديوان از اشعار او به چاپ رسديه است. سرانجام در ماه رمضان المبارك سال 1407هـ.ق وفات يافت. در برخي از انجمن‌هاي ادبي از آن جمله انجمن ادبي پروانه شركت مي‌‌نمود.
36- «مرحوم حجةالاسلام حاح ميرسيّدعلي ابطحي» فرزند مرحوم حجةالاسلام و المسلمين حاج سيّد محمدباقر ابطحي سدهي، در عصر روز عيدغدير سال 1329قمري در اصفهان متولد گرديد. تحصيلات ايشان در اصفهان در خدمت:

1- آقاميرزا احمدمدرس 2- مرحوم مهدوي جاي ديگر سمت راست ضبط كرده است. ر.ك: تذكره شعراي معاصر اصفهان، اصفهان كتابفروشي تاييد، 1334ش، ص89.
3- حاج سيّدمحمدباقر بن محمدعلي ابطحي حسيني پدر دانشمند خود 4- آقاشيخ محمدرضا ابوالمجد مسجد شاهي 5- حاج ميرسيّد علي مجتهد نجف آبادي 6- حاج سيّد محمدسدهي خالوي معظم خود 7- آقا سيّد محمدنجف آبادي 8- آقا سيّدمهدي درچه‌اي و در قم به خدمت مرحوم حاج سيّدمحمدتقي خوانساري و آيت‌الله حاج شيخ عبدالكريم حائري بوده و از مرحوم آيت‌الله حاج سيّدمحسن حكيم طباطبايي اجازه داشته، پس از نيل به مقامات عاليه علم و كمال در اصفهان به اقامه جماعت در مساجد حريري ها در محل دردشت، مسجد حاج علي در بازار و بالاخره پس از فوت پدر علاّمه‌اش در مسجد جامع اصفهان مي‌پرداخت. درايام تحصيل صبح و بعدازظهر در مدرسه كاسه گران سطوح فقه و اصول تدريس مي‌نمود و عده‌اي از طلاب از محضر او مستفيد مي‌شدند.
مرحوم ابطحي عالمي خليق و مهربان، خوش محضر و نكته‌دان، داراي محفوظاتي زياد و حاضرالذهن بود. وي در صبح روز سه‌شنبه 11ماه صفر سال 1410هـ.ق در اصفهان وفات يافت و در گورستان جديد مدفون گرديد. رحمة‌الله عليه

37- «مرحوم ميرزا علي خليليان» فرزند عبدالمحمود، شاعر اديب متخلص به «رجاء» در سال 1317قمري متولد گرديده، پس از آنكه اندك تحصيلي نموده به كسب و كار اشتغال جسته، در اغلب انجمن‌هاي ادبي اصفهان همچون انجمن شيدا، انجمن شيدا، انجمن اديب فرهمند، انجمن پروانه، انجمن كمال شركت مي‌نمود. ديوان اشعار او چاپ شده است. وي در ذي‌قعده 1411هـ.ق در اصفهان وفات يافته، در گورستان جديد در قطعه «نام‌آوران» كه جهت دفن شعراء و نويسندگان اختصاص يافته، دفن گرديد.
38- «محمدعلي اولياء» مدير روزنامه اولياء از نويسندگان و خدمتگزاران به مطبوعات، فوت او در رمضان المبارك 1412هـ.ق مي‌باشد.
39- «حاج ميرزا محمدعلي رباني» فوت جمعه 22شوال المكرم، 1410هـ.ق، وي از علماء و روحانيون بود.
40- «حاج سيّد محمدعلي طباطبايي فاني زوّاره‌اي» فاضل ارجمند، از كارمندان صديق اداره آموزش و پرورش اصفهان. سال‌ها در مدارس اين شهر به تعليم و تربيت نوآموزان اشتغال داشت سپس به اداره منتقل گرديده و چندين سال رياست حسابداري را برعهده داشت تا سرانجام بازنشسته شد. وي به تصوف و عرفان روي آورده و به تصفيه نفس پرداخته و در اين اواخر از طرف آقاي حاج سلطان حسين آقا تابنده رضا عليشاه گنابادي به عنوان شيخ صوفيه اصفهان تعيين گرديد و به ارشاد و هدايت مستعدين پرداخت. سرانجام در ماه رجب1409هـ.ق وفات يافته، در گورستان جديد مدفون شد. رحمه‌الله عليه.
41- «حاج شيخ غلامحسين تسليمي» از علماء بود و در ذيقعده سال 1409هـ.ق وفات يافت.‌
42- «فضل الله ضياءنور» فاضل اديب از دبيران دانشمند اداره آموزش و پرورش اصفهان كه سال‌ها در دانشكده ادبيات دانشگاه اصفهان تدريس مي‌كرد. در اصفهان خدمت جمعي از بزرگان علم و دانش همچون مرحوم شيخ محمدعلي عالم حبيب آبادي و مرحوم آيت‌الله حاج آقا رحيم ارباب و مرحوم حاج ميرزا علي آقاشيرازي و غيره تحصيل نموده، دانشمندي پرمايه و استادي كامل بود. در اخلاق و صفات انساني نيز فردي شايسته و دوستي مهربان و پاكدل بود. وي در ربيع‌الثاني سال 1406هـ.ق در اصفهان وفات يافت.
پدرش واعظ صالح مرحوم حاج آقا رضا فرزند حاج عبدالحسين نيز از فضلاء اهل منبر اصفهان بود و در محرم سال 1406هـ.ق در اين شهر وفات يافت. رحمه‌الله عليهما.
43- «فضل الله اميني» اديب و نويسنده، متوفي در ماه شعبان‌المعظم 1410هـ.ق (اسفندماه 1369هـ.ش)
44- «سيّدفخرالدين امامي» فرزند مرحوم حاج آقا ميرزاامامي، نقاش مينياتوريست پدرش از اساتيد فن و مفاخر هنري اصفهان بلكه ايران بود و پسر نزد پدر هنرمند خود فن نقاشي و مينياتور را آموخت و تكميل نمود و در اصفهان سال‌ها به استادي و مهارت شهرت داشت. چندين سال در اداره آموزش و پرورش خدمت كرد لكن محيط را جهت شكوفايي هنر و قدرت نمايي مناسب نديده، از شغل دبيري نقاشي استعفاء داده به طور آزاد مشغول كار گرديد. وي در ربيع‌الاول سال 1412هـ.ق وفات يافت.
45- «كريم نيك زاد حسيني شهركردي» فرزند سيّد محمدتقي اديب نويسنده، در حدود سال 1324هـ.ق در شهركرد متولد گرديد. سال‌ها در موطن خود و اصفهان پس از انجام تحصيلات، در آموزش و پرورش خدمت كرده و در سال‌هاي آخر در اداره باستان‌شناسي (ميراث فرهنگي) خدمت مي‌كرد. كتب چندي تأليف نموده كه از آن جمله استك 1- تاريخ و جغرافياي اجتماعي چهارمحال 2- جغرافيا و تاريخ چهارمحال و بختريا 3- شناخت سرزمين بختياري. مرحوم نيك زاد در اين كتاب‌ها حدّ اعلاي تحقيق و بررسي را به كار برده و كتابي ارزشمند در موضوع خود به يادگار گذاشته است. سرانجام در شعبان 1410هـ.ق پس از يك بيماري سخت وفات يافت. مرحوم نيك‌زاد پس از بازنشستگي، چندين سال در روزنامه «اصفهان» به مديريت مرحوم اميرقلي اميني كار مي‌كرد. وي از دوستان قديمي و صميمي نويسنده بود، خدايش رحمت كند.
46- «سيّدكمال‌الدين طالقاني» فرزند مرحوم حاج سيّد علي بن عبدالوهاب بن سيّد حسين حسيني اصفهاني، اديب فاضل و نويسنده. از دبيران دانشمند اداره آموزش و پرورش اصفهان، سال‌ها در مدارس ديني اصفهان نيزد اساتيد بزرگوار تحصيل نموده سپس در مدارس جديد به تكميل معلومات و تحصيلات خويش پرداخته با اخذ ليسانس به خدمت وزارت فرهنگ وارد شد. سال‌ها در دبيرستان‌هاي اصفهان تدريس نموده و سپس دبيرستان «ابن‌سينا» را تأسيس كرد و با كمال سعي و جديت در تعليم و تربيت ديني و اجتماعي جوانان اهتمام نمود. سرانجام در دهه اول ذي‌الحجة‌الحرام سال 1408هـ.ق در اصفهان وفات يافت. كتب زير از تأليفات اوست: 1- آئين سخن 2- آئين نگارش 3- اصول دستور زبان‌فارسي 4- املاءهاي امتحانات نهايي 5- تست فارسي و لغات متشابه 6- راهنماي زبان فارسي 7- فرهنگ مشتعل 8- مختصر دستور زبان فارسي. عموم اين كتاب‌ها براي دبيرستان‌ها تأليف شده و به چاپ رسيده و مورد استفاده دانش‌آموزان قرار گرفته است.
47- «سيّدكمال كلوشاني» فرزند سيّدمحسن طباطبايي، در اواخر سال 1305خورشيدي متولد گرديده، اندكي تحصيل نموده و مدتي در مدارس تدريس مي‌نمود. سرانجام شغل آزاد خياطي را بر استخدام دولت ترجيح داده، تا آخر عمر به اين كار اشتغال داشت. قسمتي از ديوان اشعارش با تخلص «حقير» به چاپ رسيده است. وي در 11رجب سال 1411هـ.ق وفات يافت.
48- «مرحوم دكتر مجتبي دهباشي» از فضلاء و دانشمندان اصفهان بود. فوت وي در اوايل جمادي‌الاولي سال 1410هـ.ق اتفاق افتاد.
49- «حاج سيّدمجتبي كيوان» فرزند مرحوم حاج سيّد محمدحسيني معروف به حاج زرگرباشي. وي از محترمين تجار اصفهان و به زهد و تقوي و صداقت و پاكدامني معروف بوده و هر سال در دهه اول محرم در منزل خود واقع در كوچه شمس‌آباد(1) اقامه مجلس سوگواري جهت حضرت سيّدالشهداء عليه‌السلام مي‌نمود و از مجالس پرشور و با خقيقت به شمار مي‌رفت و تا كنون قريب يكصدسال است كه اين مجلس با همان شكوه و عظمت برقرار مي‌شود و مردم اصفهان عموماً و اهالي محلات شمس‌آباد و چهارسوق شيرازي‌ها به ويژه، اعتقادي كامل به آن داشته و دعا و زيارت و عزاداري در آن مجلس را قبول درگاه حضرت حق جل و علا مي‌دانند.
مرحوم حاج سيّد مجتبي از داشنمنداو فضلاء اصفهان و از اساتيد فن شعر و ادب محسوب مي‌شود و «كيوان» تخلص مي‌نمود. وي دانشمندي خليق و اديبي شفيق و شاعري استاد و در كليه انواع شهر از قصيده و غزل و قطعه و رباعي ماهر بود. او دوستدار و ستايشگر خاندان عصمت و طهارت بود. آثار او در روزنامه‌ها و مجلات و كتاب‌هاي تذكرةالشعراء به چاپ رسيده است.
مرحوم كيوان پس از اتمام تحصيلات قديم و جديد وارد خدمت آموزش و پرورش گرديده و مدتي ناظم دانشسراي مقدماتي اصفهان بود. سپس به خدمت بانك ملي ايران درآمد و آخرين پست او در بانك، معاونت آن مؤسسه بود. در برخي از انجمن‌هاي ادبي اصفهان شركت نموده و حزو اساتيد انجمن‌ها محسوب مي‌شد.
مرحوم كيوان در سال 1291شمسي (1330هـ.ق) در اصفهان متولد شد و در عصر جمعه 10 شعبان سال 1412هـ.ق در اصفهان به عارضه سكته وفات يافته روز شنبه با تشييع شايسته در گورستان جديد مفدون گرديد. رحمة‌الله عليه
كتب زير از آثار مرحوم كيوان مي‌باشد:

1- «چهلچراغ» مجموعه چهل قصيده از چهل نفر شاعر، مطبوع.
2- «ديوان غزليات».
3- «ديوان كيوان».
4- «سري بر خاك » سفرنامه مكه معظمه و مدينه طيبه، منظوم.
5- «قند مكرر».
1- اين كوچه حدفاصل خيابان طالقاني و شيخ بهايي كنوني قرار دارد.
6- «گاهنامه».
7- «گل و خار» مجموعه اشعار مذهبي.
8- «نغز و پرمغز»

50- «حاج شيخ محمدوثيق» از فضلاء فوت دوشنبه 26ذيقعدةالحرام سال 1411هـ.ق.
51-«حاج آقا محمدشفيع‌زاده خوئي» فرزند ميرزا محمدشفيع از فضلاء و كارمندان شايسته و صديق دولت. سال‌ها پس از تحصيل در مدارس قديم و جديد، در دوائر مختلف دولتي و شهرهاي چندي خدمت كرده و آخرين محل كار او، معاونت بانك ملي ايران بود. خاطرات زندگاني خود را مرقوم داشته كه اگر به چاپ برسد جهت اطلاع از وضع عمومي كشور در اواخر عهد قاجاريه و زمان حكومت رضاخان و پسرش محمدرضا بسيار مفيد خواهد بود. در ماه صفر سال 1407قمري پس از 93سال عمر با عزت و احترام و خدمت صادقانه وفات يافت. رحمة‌الله عليه
52- «مرحوم محمد سپاهاني» فرزند مرحوم آقا شيخ عزيزالله بن شيخ محمدحسين ابن عزيزالله بن حسن بن علامه فقيه حكيم عارف فيلسوف آقا محمدبيدآبادي، شاعر و اديب متخلص به «شيوا»، در سال 1287شمسي (سال 1325قمري) در اصفهان متولد گرديد. پس از طي دوران دبيرستان، مدتي مديريت چاپخانه امامي اصفهان را برعهده گرفته، در دوره دوم مجله دانشكده اصفهان به مديريت مرحوم ميرزا عباس خان شيدا سردبيري مجله را چندين شماره به عهده گرفته، سال‌ها در مشاغل مختلف خدمت كرد. سرانجام مؤسسه كتابفروشي كتابسرا را تأسيس نمود. مرحوم سپاهاني از جمله افراد فعال و كوشا و خدمتگزار بود كه پس از عمري خدمت در سال 1409هـ.ق در اصفهان وفات يافت. از اشعار اوست:

از علم بي عمل چه توان داشت انتظـار  
خواهي زعلم بهره بري در زمان خويش          

گندم زآب و دانه نرويد به شوره زار
بــگـذار در طـريق عمل گام استوار

53- «دكتر سيّدمحمد ابن الشهيدي» فرزند مرحوم آقا سيّدمؤمن حسيني، از پزشكان متدين و در فن خود استاد و ماهر، در اصفهان متولد گرديده و تحصيلات خود را در اصفهان و تهران به پايان رسانيده پس ار دزيافت دكترا در پزشكي به اصفهان مراجعه نموده و تا آخر عمر با كمال شفقت و مهرباني و دلسوزي از بيماران عيادت و مداوا نموده و سال‌ها در دانشكده پزشكي اصفهان استاد بوده و دانشجويان پزشكي را علاوه بر تدريس دروس لازم، به ديانت و امانت و خدمت به جامعه مسلمين تشويق مي‌نمود. وي فردي ديندار و در امر دين متعصب و فداكار و در نزد عموم طبقات اجتماع محبوب و مورد احترام بود. سرانجام در دوم رجب سال 1412هـ.ق وفات يافت.
54- «سرهنگ محمود زاهدي» رئيس اسبق اوقاف اصفهان.(1) در موقع تصدي او در اين مقام، خدماتي به موقفات اصفهان انجام داد. ضمناً چندين باب مسجد نيز در اصفهان بنا كرد از آن جمله: 1- خيابان مطهري(2) 2- در خيابان دروازه تهران(3) 3- در كوچه شله رنگ كن‌ها زميني بود كه سال‌ها خرابه و متروكه افتاده بود و در ديوار آن سنگ لوحي بود كه فردي آن جا را جهت مسجد وقف نموده بود. به همت مرحوم سرهنگ زاهدي آن جا نيز ساخته شد. محل آن مقابل منزل مرحوم آيت‌الله ارباب قرار داشت، گنبد مسجد لنبان نيز از آثار او مي‌باشد. دو جلد كتاب به نام «تاريه اوقاف اصفهان» و «سپاسگزاري از مردم متدين اصفهان» نيز كه مرحوم عبدالحسين سپنتا نوشته است را از محل اوقاف به چاپ رسانيد. در موقعي كه در ارتش خدمت مي‌كرد نيز مجموعه‌اي به چاپ رسانيد. در اوائل محرم‌الحرام سال 1412هـ.ق وفات يافت.
55- «حاج شيخ مرتضي مظاهري» فرزند مرحوم محمدحسن بن محمدابراهيم عالم، عامل كامل، فقيه نبيه، مجتهد زاهد بارع. از علماء و مجتهدين اصفهان در شب دوم جمادي‌الاولي سال 1316قمري متولد و در اصفهان و نجف در خدمت اساتيد بزرگوار و مجتهدين و مدرسين آن حوزه‌ها چون: 1- آقا سيّدابوتراب خوانساري 2- آيت الله آقا سيّدابوالحسن مديسه‌اي اصفهاني 3- آقا سيّدابوالقاسم دهكردي 4- شيخ جواد بلاغي 5- آخوند ملامحمدحسين فشاركي 6- آقا ميرزا محمدحسين نائيني 7- حاح ميرمحمدصادق خاتون آبادي 8- آقا شياءالدين عراقي 9- ملاعبدالكريم گزي تلمذ كرد.
مرحوم آقاي مظاهري پس از وصول به مقامات عاليه و اجتهاد و اخذ اجازات روايتي و  اجتهاد از اساتيد بزرگوار خود و مرحوم علامه محقق متتبع حاج شيخ آقابزرگ طهراني، به اصفهان مراجعه نموده و به درس و بحث و اقامه جماعت و امر به معروف و نهي از منكر و تأليف و تصنيف كتب پرداخت كتب زير از تأليفات اوست: 1- «آداب الدعاء و متخب الادعيه» 2- «احسن اللغه» 3- «تقويم شرعي» 4- «الحجة علي ذوي النهي في حرمة حلق اللحي» 5- «الفوائد الغروية» در متفرقات 6- «قلع الغيبه» 7- «مخزن المعاني» 8- «المعارف الرجاليه» در مقدمات علم رجال» 9- «مَقبِس الياقوت» در فضل سكوت 10- «نصيحت نامه» 11- «نهايةالمأمول» در شرح كفايةالاصول، دو جلد. اين كتاب‌ها همگان به چاپ رسديه است و قريب پانزده رساله استدلالي در مباحث فقه و اصول و تقريرات اساتيد خود غيرمطبع دارد.
مرحوم حجةالاسلام مظاهري پس از يك عمر خدمت به اسلام و قرآن، در شش ذي‌الحجةالحرام سال 1409هـ.ق وفات يافت. رحمة‌الله عليه

1- وي آخرين رئيس اداره اوقاف اصفهان در رژيم پهلوي بود.
2- اين مسجد اكنون در خيابان مطهري روبروي پل ابوذر و به نام «مسجد انقلاب» مشهور است.
3- اين مسجد اكنون به نام «مسجدالرضا» در ابتداي كوچه‌اي به همين نام در خيابان ناصر خسرو (خرم) واقع است.


56- «سيّدمرتضي قائمي» فرزند مرحوم سيّد علي خيام. از كارمندان صديق و مؤمن و فعال اداره آموزش و پرورش اصفهان. در سال 1297هـ.ش (مطابق سال 1336قمري) در اصفهان متولد گرديد. پس از تحصيل در مدارس اصفهان و انجام خدمت نظام وارد اداره آموزش و پرورش شده و از آموزگاري شروع كرده و سپس به اداره منتقل شده و به ترتيب رياست دائره اطلاعات و انتشارات فرهنگ اصفهان، روابط عمومي اداره كل آموزش و پرورش را به عهده داشت. ضمناً مدتي در روزنامه «اصفهان» به عنوان مدير داخلي خدمت كرد و امتياز روزنامه‌اي داشت. ضمناً مدتي در روزنامه «اصفهان» به عنوان مدير داخلي خدمت كرد و امتياز روزنامه‌اي به نام: «سرباز» را در سال 1329هـ.ش گرفته و چندين شماره از آن را نيز منتشر ساخت. وي علاوه بر خدمات فرهنگي و نويسندگي، خط نستعليق و شكسته را نيز خوب مي‌نوشت. از آثارش «چندين شماره نشريه فرهنگ استان اصفهان» و مقالاتي با امضاء مستعار: «پيوند» در روزنامه‌هاي اصفهان به چاپ رسده است. علاوه بر اين خاطرات خود را در مدت خدمت در فرهنگ طي چندين مجلد نوشته كه اگر روزگاري به چاپ برسد كتابي ارزنده و مفيد خواهد بود. وي جُنگي از كلمات قصار و مطالب شنيدني و خواندني به نام: «براي دل خويش» نوشته است. مرحوم قائمي در اوائل محرم‌الحرام سال 1412ه-.ق در اصفهان وفات يافت. مرحوم حاج شيدمجتبي كيوان در مرثيه و ماده تاريخ فوت او گويد:

غره ماه محرم رفت و آمد هم زمــان            
سال فوت قائمي تا ثبت در دفتر شود
يكهزار و سيصد و هفتاد شمسي ماه تير         

سوك سالار شهيدات با عزاي قائمي
گفت با من دوستي از اصدقاي قائمي
جان به جانان داد سيّدمرتضاي قائمي

57- «مهندس سيّدمصطفي شاه علائي» فرزند مرحوم آقا سيّدمحمدصدرالواعظين حسيني اصفهاني از اعقاب شاه علاءالدين محمدشهشهاني، در سال 1327قمري (1288شمسي) در اصفهان متولد گرديد. وي در اصفهان و تهران تحصيل نموده پس از گرفتن ديپلم به دانشكده حقوق وارد گرديده و پس از دو سال آن جا را ترك و در دانشكده كشاورزي كرج وارد گرديد و از آن جا فارغ‌التحصيل گرديده و مهندس كشاورزي شد. در انجمن ايران و امريكا در رشته زبان فارغ‌التحصيل گرديده مشاغل عديده به عهده داشته. سرانجام در اول جمادي الاولي سال 1410قمري در تهران وفات يافت. جمازه او به اصفهان منتقل شد و در باغ رضوان مدفون گرديد. كتب و رسائل زير از آثار او به چاپ رسيده است:

1- «آفات درخت گيلاس» 2- «پسته و بادام و گردو و اهميت آنها» 3- «حشرات مفيد به حال كشاورزي» 4- «خواص بيماري‌ها و آفات گلابي» 5- «داستان‌هاي شرقي»، ترجمه از فرانسه 6- «درخت چاي و تاريخچه كشت آن» 7-«درخت خرما و فوائد آن» 8- «درخت سيب» 9- «دستور زراعت زعفران» 10- «رازك و سودهاي آن» 11-«گياه‌هاي بافتني» (شاهدانه و موارد استفاده آن در پزشكي و غيره) 12- ملخ و غيره
برادر ايشان فاضل ارجمند گرامي مرحوم آقامرتضي شهشهاني متولد 1316هـ.ق فوت 1410هـ.ق مدفون در باغ رضوان است.
افراد ياد شده از فضلاء و ادباء و نويسندگان و شعراء و علماء و مجتهدين اصفهان بودند كه در سال‌هاي اخير وفات يافته و در گورستان جديد مدفون شدند(1) و شمار زيادي نيز  علاوه بر 45قطعه، قطعه‌اي در غرب باغ رضوان به نام «گلشن نام‌آوران» به مساحت 12هزارمترمربع براي دفن معاريف و بزرگان دين و دانش و هنر تأسيس گرديده است كه تا تاريخ 30/5/79سي و پنج نفر از مشاهير علم و دانش و هنر به شرح ذيل در آن دفن شده‌اند:
 
1- مدفونين نامبرده شده، در قطعه‌هاي مختلف باغ رضوان دفن شده‌اند. شايان توجه است باغ رضوان در زميني به مساحت حدود 400هكتار ايجاد شده است و شروع بهره‌برداري از آن در اردبيهشت 1363ش مي‌باشد و امكانات آن هم اكنون داراي 45قطعه براي دفن مردگان، فضاي سبز بسيار عالي با انواع درختان و گل‌كاري زيبا، غسالخانه بهداشتي شيشه‌اي، سالن‌هاي متعدد ترحيم، مسجد، سقاخانه‌هاي متعدد، سرويس‌هاي بهداشتي متعدد، جاده‌هاي اصلي و فرعي مناسب، محوطه‌هاي اسباب‌بازي كودكان و توقف‌گاه‌هاي متعدد جهت خودروها مي‌باشد. اين گورستان را سازمان باغ رضوان با واحدهاي مختلف فضاي سبز، امورمالي، دفتر فني، متوفيات و خدمات، انتظامات و روابط عمومي اداره مي‌كند. از هنگام افتتاح گورستان جديد حدود 50هزار نفر در آن دفن شده‌اند.

1- «مرحوم سيّدحسين عريضي» متوفي 21/1/70ش.
2- علي خليليان متوفي 14/2/70 از شعراي معاصر متخلص به «ارجاعء».
3- «عباسعلي پناه» متوفي 11/6/70ش از شعراي معاصر.
4- «سيّدحسين مستحسن»متوفي 1/8/70 از شعراي معاصر.
5- «خانم زهره قاسمي فرد» شاعره، متوفي 7/10/67.
6- «حسين فتوحي» متوفي 30/4/72 محقق و مدرس دانشگاه.
7- «جواد چاهي‌چي» متوفي 24/6/72.
8- «علي اصغر صيفي» متوفي 9/7/72 از شعراي معاصر.
9- «حبيب‌اله يزدخواستي» متوفي 24/10/72، نقال.
10- «محمد مصدق زاده» متوفي 15/2/73 از هنرمندان كاشيكار.
11- «حسين خوش نويس» متوفي 10/8/73، هنرمند.
12- «بتول ابوعطا» متوفي 6/1/74 همسر مرحوم اميرقلي اميني.
13- «مرتضي محمدي نژاد» متوفي 11/1/74 از شعراي معاصر متخلص به «كهتر اصفهاني».
14- «عباس باباعلي خواجويي» متوفي 22/5/74 از شعراي معاصر متخلص به «عشقي»، عضو انجمن ادبي پروانه.
15- «حسين خمسه» متوفي 8/6/74، هنرپيشه.
16- «احمد ميرعلايي» متوفي 2/8/74، نويسنده.
17- «حسين ساغرزاده» متوفي 8/11/74، هنرمند.
18- «غلامرضاآقا ابراهيميان» متوفي 6/7/75، هنرمند گره‌ساز.
19- «حسن بهنيا» متوفي 23/9/75، شاعر و اديب.
20- استاد فرزانه «منوچهر قدسي» متوفي 1/9/75، اديب، هنرمند و استاد دانشگاه.
21- «حسن پورصناعي» متوفي 5/10/75، هنرمند و رياضيدان.
22- «عزيزالله عطريان» متوفي 16/10/75، هنرمند قلمكار.
23- «جلال قدسي» متوفي 13/1/76، نويسنده.
24- «حاج سيّدمحمدمرندي» متوفي 13/2/76، هنرمند.
25- «جليل گل ريز خاتمي» متوفي 2/4/76، استاد خاتم ساز.
26- «سيّد رسول جاور» متوفي 25/4/76، شاعر معاصر متخلص به «جابر».
27- «آقا جواد عريضي» متوفي 5/8/76، مؤلف.
28- «حجةالاسلام و المسلمين استاد حاج حبيب‌الله فضائلي» متوفي 13/8/76، وي تحصيلات حوزوي و دانشگاهي داشت و در فقه، ادبيات و عرفان و تفسير دست توانايي داشت. در سفر حج در سال 63ش او را اهل ذكر و متخلق و شيفته خاندان رسالت يافتم. وي سرامد خوشنويسان اصفهان در عصر حاضر بود و همه خطوط را با مهارت مي‌نوشت و از تاريخچه و مباني نظري خط و خطاطان مشهور آگاهي كامل داشت. از جمله آقار وي الف= «اطلس خط» تحقيق در خطوط اسلامي و استادان خط ب= «تعليم خط» ج= «مرد آفرين روزگار» د= «بوستان خط» هـ="«گنجينه" الاسرار عمان ساماني» و= «اصحاب رس» ظ="نگارش" «قرآن مجيد» ح= كتيبه‌هاي ايشان در آثار ايران و برخي از كشورهاي جهان. رحمه‌الله عليه
29- «استاد مسيح جلوه» متوفي 14/8/76، پزشك و استاد دانشگاه.
30- «غلامحسين فيض اللهي» متوفي 8/9/76، هنرمند ميناساز.
31- «ابوالحسن سنِمار» متوفي 20/10/76، معمار آثار باستاني.
32- «آرمان بهراميان» متوفي 28/12/76، متخصص رياضي و نجوم.
33- «رضا ابوعطا» متوفي 25/3/77، هنرمند مينياتور.
34- «محمداعتزاري» متوفي 17/1/78.
35- مرحوم «حاج حسن شفيعي» فرزند قدمعلي، در سال 1304ش ديده به جهان گشود. وي تحصيلات عاي را نزد حاج ميرزاعلي آقا شيرازي، حاج آقا رحيم ارباب، حاج آقا صدرالدين كوهپايي و آقاميرزا محمددرچه‌اي گذراند. آن عارف صمداني پانزده سال از همراهان و ياران حاج ميرزا علي‌آقا بود و سال‌هاي بسيار در منزل مسكوني خود به تدريس مشغول بود و مدتي را نيز در دانشگاه، اخلاق و نهج‌ابلاغه تدريس مي‌كرد. تأليفات ايشان عبارتند از:
همين طبقات در طول اين سال‌ها وفات يافته كه در قم و يا امامزادگان اصفهان مدفون گرديدند. البته عده ديگري را نيز بايد متذكر مي‌شديم كه به علت عدم آگهي از فوت آنان و محل دفنشان ذكر نشده‌اند. از براي خود و جميع مؤمنين طلب آمرزش مي‌كنم. اللهم اغفرلي و لوالدي و لجميع المؤمنين و المؤمنات.

1- «تجليل فضيلت»، ترجمه و شرح نوشته‌هاي ابن ابي الحديد درباره اميرمؤمنان(ع) 2- «نوراليقين»، شرح طبه متقين 3- «بهجةالطالبين» منظومه منطق 4- كتاب كنزالرموز اثر ميرحسين هروي در تربيت و اخلاق و سلوك و عرفان كه همراه با پنج غزل از مرحوم شفيعي در سال 1360ش چاپ شده است. 5- «ديوان اشعار فارسي». سرانجام اين عارف بلند مرتبه در تاريخ 3/11/78 از دنيا رفت. (ر.ك زندگي نامه دست‌نويس آقاي علي كرباسي زاده از شاگردان مرحوم شفيعي).

36- «دكتر احمد مجتهدي» فرزند علي، متولد 1314ش. وي از خاندان مجتهدي تبريز بود كه به خدمت اداره آموزش و پرورش اصفهان سكونت داشت. نامبرده استاد گروه جغرافياي دانشكده ادبيات دانشگاه اصفهان بود و مدت پنج سال رياست اين دانشكده را برعهده داشت. از تأليفات وي «كليات جغرافياي انساني» چاپ مشعل و كتاب «شهرها و مسائل مربوط به آنها» چاپ مشعل و بيش از 20مقاله علمي در باب جغرافياي انساني در مجلات و همايش‌هاي علمي داخلي و خارجي مي‌باشد. اين دانشمند، فرهيخته و دلسوز و خير و نيكوكار و خوش‌اخلاق سرانجام پس از سال‌ها خدمت روز پنج‌شنبه 10شهريور ماه 1379ش مطابق با دوم جمادي‌الاولي سال 1421هـ بدرود حيات گفت.


X